جمال الدين محمد الخوانساري
537
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
« ظنّ وگمان » گويند واگر هيچ طرفي را رجحانى نمىدهد وهر دو در نظر أو مساوى باشند آن را « شكّ » گويند وگاهى شكّ بر مقابل جزم اطلاق ميكنند كه شامل ظنّ هم باشد وجزم اگر از روى بديهه يا دليل وبرهان حاصل شود آنرا « يقين » گويند واگر نه « تقليد » گويند وظاهر اينست كه مراد در اينجا اينست كه در عقايد دينيه يقين مىبايد وهر چه غير آن باشد همه ظنّ وشكّ است ، يعنى جزمى كه بعنوان تقليد باشد آن هم حكم ظنّ وشكّ دارد كه بكار نيايد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه هر چه غير يقين باشد در واقع ظنّ وشكّ است وجزمى كه بعنوان تقليد باشد آن در واقع جزم نيست بلكه ظني است كه مشتبه مىشود بجزم ، واگر كسى خوب تأمّل كند در آن ميداند كه جزم نيست واحتمال خلاف در آن باشد نهايت چون بسيار ضعيف است بخاطر نمىرسد وگمان ميكند كه جزم است ، وبنا بر اين نيز مراد اين است كه اعتقادي كه بعنوان تقليد باشد بكار نيايد وبر هر تقدير مراد بشكّ معنى أعمّ مىتواند بود كه ذكر عامّ بعد از خاصّ باشد ومعنى اخصّ نيز مىتواند بود وبنا بر اين مراد بنا بر معنى اوّل اين باشد كه جزم غير يقين ظنّ وشكّ است ، يعنى بمنزلهء آنهاست وحكم آنها دارد ، وبنا بر معنى دوّم اين است كه هر چه غير يقين است ظنّ وشكّ است ، يعنى يا ظنّ است وبا شكّ وجزمى ديگر بغير يقين نباشد وجمع آوردن « شكها » از براي رعايت سجع فقرهء سابق است باعتبار تعدّد افراد شخصي آن ويا تعدّد أفراد نوعي آن نيز بنا بر معنى دوّم ، چه شكّ بآن معنى يك نوع آن شكّ بمعنى متساوي الطرفين است ويك نوع آن ظنّ است كه آن نيز أنواع باشد باعتبار اختلاف مراتب آن در شدّت وضعف ، ودر بعضي نسخهها « شكّ » بلفظ مفرد واقع شده وبنا بر اين رعايت سجع نشده يا اين كه آن را با فقرهء سابق همراه نفرمودهاند . 6887 كلّ عالم غير اللّه متعلّم . هر عالمي غير خدا متعلم است ، يعنى علم را از ديگرى فرا گرفته واين در آنچه